فصل تازه
اینم از فصل امتحانا ت...فصل جدید و قالب جدید!! عجب ترم کذایی بود .. ولی یادمون نره که هنوز تموم نشده .. چی فکرایی میکردیم چی از آب در اومد!! این از امتحان سریع السیر شطرنج امروز!! و اونم از قرنطینه 1 ساعته بدون آب و غذا !!
ولی خیلی عجیب بود که چقدر طولانی بود این ترم و خیلی طول کشید تا این ایام امتحانات تموم شه من که دیگه جونم به لب اومده بود ... این 11 روز اینگار 3 ماه بود!!... یه خبر خوش هم بدم که دکتر محمدی رو دیدیم گفت به هم 0.5 نمره تا 0.75 ارفاق کردم..و یه خبر بد که ایشون گفتن حتی با ارفاق هم کسی نمره کامل نگرفت!!!
قالب وبلاگ رو هم عوض کردیم تا حال و هوای وبلاگ عوض شه .. قابل توجه کسایی که میگن قالب سنگینه که به جای windows explorer از نرم افزار عالیه mozila firefox استفاده کنند. .
در ابتدای امتحانات شعری رو سرودم گفتم در انتهای اون هم یکی دیگه بسرایم! مبتدیه ولی باحاله!
گشت پایان این ایام کذایی ای روز های دبیرستانی کجایی
گشتیم له زیر درسهای سنگین همه از بهر عملی گشتند غمگین
بیوشیمی فیزیو بافت و جنین عجب از درسهای سخت و رنگین
فراموش نشود فیزیک پزشکی شده مغزم ز خون دل زرشکی
که ترسم من بیفتم این ها را نیاید آن روز ای بار الله
ترس افتادن جدا و ترس مشروطی جدا!! لعنت بر سیستم اینتگریشن ای خدا
گر این ترم نشد ترم دگر هست گر ساری نشد بابلی هم هست
( مقصود اینه که اگه نشد جنین رو اینجا پاس نکنی مجبوری بری بابل پاسش کنی!!)
ولی امتحانات یک خاصیت داشت با آن هم سختیش یک عافیت داشت
که گشتیم آگاه ز .وضع این کلاس از خرخون گرفته تا آدم های پلاس
ای خدا عاقبتمان خیر کن تو خودت اطرامان را سیر کن
بین که ما چه استادانی داریم چه نماینده خوب و نازی داریم
نرود ز آتش ترم به چشمان دود مگر دودی که آید ز شمت شفارود!!!!!!!